تبليغاتX
صفحهْ تیرداد نصری -

 

صفحه

تیرداد نصری

صفحه نخست آثار دوستان دکلمه شعرها پیوندها آرشیو کتاب های جیبی
 

خلاصه  بعد از دوسال ........نيروي تصويري ي بند اول را (به نظر خودم  ) توانستم بازسازي و ديداري تر كنم.

اين كار ...جزو چند كار مرتبط با تجربه در اينجاست.تجربه اي كه حالا حالاها تمام نميشود ......من دوسه تا از اين تجزبه ها را قبلن منتشر كردم.

هم بازسازي شان ميكنم و هم با تايپ حتي الامكان  كم اشتباه.

 

 

تغيير        تيرداد نصری

 

جاده باريك روبرو...به تابستان ختم ميشود

 

به خانه ای

 

در حلقه  بهار، پاييز يا زمستان

 

به خانه ایدر محاصره خاطره(اسم ديگر آتش) .

 

سالهاست درش را ميكوبی .

 

 

بهارها    حلقه زده دوراين خانه    تخمه ميشكستند وُ

 

تو با دوچرخه ات        فخر ميفروختی به بچٌه محلٌها

 

تابستان ها    در جلو اين خانه  با توپ های ارزان  فوتبال ميزدند و

 

تو با پيرهن تابستانی ات       فخر ميفروختی به بچٌه محلٌها

 

پاييزها      بر سكٌوی اين خانه    بحث بود كه پايان جنگ چه زمانی ست

 

تو با ساعت مچی ات           فخر ميفروختی به بچِّه محلّها

 

زمستان ها

 

در كمال تعجّب     معنای تظاهرات دانشجويی داشت

 

 

 

خيلی چيزها بهم ريخته: فصلها، قيمتها، ادمها،سياستها

 

تووُخانواده    ديگر در آن خانهِ وسط ِفصلها نيستيد

 

در آن محلّه نه حتٌی-

 

از شهر كوچ كرده ايد

 

مثل چند بچّه محل ديگرتان

 

فقط

 

از لندن گاهی پر از مِه،گاهی پر از باران(وامسال تماما ًپر از خاطره)

 

تصويرها  خبرها       وگاهی بويی از خاك ميهن را ميگيريد

 

+++

 

بر در اين خانه نكوب

 

پشت در بسته          ديوارست

 

1/5/2005

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 1:25  توسط تیرداد نصری  |