تبليغاتX
صفحهْ تیرداد نصری -

 

صفحه

تیرداد نصری

صفحه نخست آثار دوستان دکلمه شعرها پیوندها آرشیو کتاب های جیبی
 یک شعر.....از سری شعرهای (( محله ی ما ))

به دنبال این شعر ...مقاله بسیار خوب برزویه فرخ سیر را به خوانندگان

 گوشزد میکنم.

وبه دوستانی که فرصت نشد اطلاع بدهم/خوانش روایی شعر نیما

(ویا :خوانش روایی نیما از زبان )را  به وب (جمع خوانی شعر معاصر )

 دعوت میکنم  .

ضمنن مهرداد عارفانی زحمت کشید و چند مقاله مرا ازنشریات  به

سایت خودش اورد. دو سه تا از این تحلیل ها ...اساسن گم شده بود .

نکته این که :مهرداد عارفانی این تحلیلها را به صورت عکس در سایت جازما

اورده که البته خواندنش به راحتی اثری تایپ شده نیست.

تایپ انها نه درظرفییت من بود و نه در ظرفییت مهرداد.

 چه زمانی این تحلیلها تایپ میشوند ؟ اگر دوستی فرصت این کار را داشت

و تایپ کرد (هر کدام را ) خوشحال میشوم باخبرم کند .

این دشواری ...به واسطه هک شدن جازما در چند ماه پیش امدو به

جستحوی حمید تقی ابادی(به سین ) گره خورد. 

 

از حاشيه ها

 

از سری شعرهای ((محله ما )) -۱۳۷۷

 

همانطور كه شنبه های ما

 

هما نست كه دوشنبه های ما

 

يا چهارشنبه وُ پنج شنبه های ما.........

 

وهمانطور كه

 

روزهای هفته  همه شبيه همند  برای يكی مثل ما

 

( وهمانطور كه    اين پنجره   هميشه هما نست كه بود :

 

غبار آلود

 

     كه از آن

 

            دنيا

 

فقط خيابان خاكي ی روبروست ، با آن خانه های سرهم بندی شده ی

 

بدون هيچ مجوزی         اين اطراف

 

همانطور هم         منتظرم  :

 

در انتظار از پله سرازير شدن تو

 

  

سريع

 

از پله ها سرازير ميشو ی  -  دوسه پله يكی

 

پرخاشگر ،عصبی

 

              بر عليه شقاوت من     جُبن من

 

برعليه ((چكنم چكنم.....چه كاری از من ساخته است )) من

 

وبر عليه ((فردا روز يگری ست    چه ديدی

 

ميشود فكر ی كرد.......امكان گشايشی هست  ))

 

بر عليه گرد وُخاك محله – بر عليه هرج وُمرج اول صبحدم ايستگاه اتوبوس

 

برعليه روزنامه خوانی ی من  - گوش دادنم به  راديو

 

عليه اخطار شهرداری وُ...درس وُكتاب بچه وُ...برعليه مد رسه

 

 

 

از پله ها سرازير ميشوی –چند پله يكی

 

وزير اسمان شب (كسی نميبيند. بجز من و تو ، از پنجره اين چهارديواری) :

 

خيابان به خيابان       ميدان به ميدان

 

ميروی ........تا كمی سبك بشوی  .

 

آنجا....................................

 

 

+

 

و آنچه در اين چهارديواری به گوش ما (تو و من ) ميرسد

 

                                                     صداي تُفي ست  كه

 

هيچ وقت نگفتی ، به چه چيز  .....

 

ويا به چه كس ........

 

 

هزار و سيصد و هفتاد و هفت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 0:29  توسط تیرداد نصری  |